خیلیهاتون از طرز مصاحبه های ناصرخان خوشتون میومد و میاد...واسه همین قسمتهایی از مصاحبه های جذاب ناصرخان رو واستون اماده کردم...رابطه با بازیکنان

عده ای می گفتند ناصر حجازی با بازیکنانش ارتباط خوبی ندارد. شما می توانید
از خود بازیکنان بپرسید. بنده کوچکترین عضو تیم را "آقا" صدا می کردم،
زیرا معتقد بودم این بچه ها لایق و شایسته هستند که به استقلال رسیده اند.
در دیگر تیم ها هم که فعالیت می کردم هیچ گاه به خودم اجازه نمی دادم به
بازیکنان توهین کنم و از الفاظی که برخی مربیان امروزی به کار می برند
استفاده نمایم. حداقل 17 ، 18 بازیکن فعلی استقلال در فصل قبل با من بودند.
می توانید از آنها بپرسید که برخورد ناصر حجازی با شما چگونه بود.
حتی
گاهی احساس می کردم بازیکنانم به دلیل فاصله سنی مان با من رودربایستی
دارند و برای آنکه آنها معذب نباشند پا به پایشان می دویدم و با آنها می
گفتم و می خندیدم. این را نیز باید بگویم که الحق همه بچه های استقلال مودب
بودند و هیچ گاه از دایره ادب و انضباط خارج نشدند. در یکی دو موردی هم که
از برخی از آنها خطا سر زد طبق اصول حرفه ای که سخت بر آن پایبندم فقط
اسمشان را از لیست 18 نفره خارج کردم. بنده معتقدم فوتبال جای بی ادبی و بی
حرمتی نیست.
یک شب آقای دکتر امیدوار رضایی شام میهمان بنده بود. یادم
هست همان شب به اتفاق ایشان و دوستانشان برنامه نود را تماشا می کردیم. در
آن برنامه سرمربی وقت استقلال پشت تریبون رسانه ملی گفت: "بچه های هیئت
مدیره دنبال کارا هستن." همانجا به آقای امیدوار رضایی گفتم: "جناب دکتر!
شما به عنوان نماینده مجلس، رئیس کمیسیون بهداشت و دکتر جراح چرا بچه خطاب
می شوید؟" دکتر خنده ای کرد و در حضور دوستانش حرفی زد که فعلاً گفتن آن
جایز نیست
اگر به کسی بدی کنم،عذاب وجدان می گیرم

سرمربی سابق استقلال به برنا
گفت: بنده در طول این سالها نه به جوان 20 ساله تیمم "بچه" گفته ام و نه
مخالفانم را برای تحقیر کردن "بچه" خطاب کردم. معتقدم هر فردی برای خودش
شخصیت دارد.
اگر در زندگی به یک نفر بدی کنم عذاب وجدان می گیرم و خواب
به چشمانم نمی آید. این اخلاق ناصر حجازی است. یادم هست بعد از بازی ذوب
آهن – صنعت نفت، زمانی که من سرمربی ذوب آهن بودم به بازی رحمان رضایی
انتقاد شدیدی کردم؛ آن زمان رحمان را تازه از لیگ دو به لیگ یک آورده و
پستش را از مهاجم به مدافع تغییر داده بودم. آن روز ما باختیم و من از شدت
ناراحتی از رحمان انتقادات شدیدی کردم. وقتی شب به خانه آمدم عذاب وجدان
گرفتم و تا صبح خوابم نبرد، باور کنید رفتم و کدورت ها را از دلش درآوردم.
دنیا دار مکافات است و اگر به کسی به ناحق آسیب برسانیم تقاصش را در همین دنیا پس می دهیم، حساب آن دنیا هم جداست.
سازمان تربیت بدنی بر سر استقلال و پرسپولیس منت نگذارد

آقایان! بیایید
استقلال را رها کنید و به ما قدیمی ها بسپارید، مطمئن باشید که حال و روز
آن بدتر از اوضاع فعلی نمی شود. این تیم آنقدر طرفدار دارد که نمی گذارند
استقلال زمین بخورد. من نمی گویم بیست میلیون نفر اماحداقل پنج میلیون
استقلالی هستند که حاضرند دستکم ماهی "هزار تومان" به باشگاه کمک کنند که
با این وجود استقلال مشکلی از لحاظ مالی نخواهد داشت. مطمئن باشید اگر
استقلال دست ما قدیمی ها باشد به صدا و سیما اجازه نمی دهیم حقمان را ندهد و
مسابقاتمان را پخش کند.
سازمان تربیت بدنی نباید بر سر استقلال و
پرسپولیس منتی بگذارد. بودجه ای که در دست سازمان است به مردم تعلق دارد پس
باید خرج تیم های مردمی شود. باشگاه های دیگر هم نباید اعتراض کنند.
چرا فردی مثل زریبافان باید زمام امور استقلال را در دست داشته باشد؟

در
مورد دستگاه ورزش کشور باید بگویم که عملکرد آن ضعیف بوده است. من آقای
علی آبادی را فقط یکبار در هتل المپیک دیدم. آدم محترمی بود و برخورد گرمی
با من داشت،اما حقیقت این است که عملکرد دستگاه ورزش خوب نبوده است. در
همین فوتبال، ما سی سال است که قهرمان جام ملت ها نشده ایم . چرا باید این
طوری باشد؟ چرا افراد را سرجایشان قرار نمی دهیم؟ یکی مثل زریبافان شاید
مدیر خوبی باشد اما با وجود این همه نخبه باید از مدیران چند شغله و غیر
ورزشی استفاده کنیم؟ مگر با یک دست چند هندوانه را می توان برداشت؟ مردی
برای اداره یک خانواده سه، چهار نفره مشکل دارد. حالا حساب کنید امورات
چهار خانواده را به او بسپارند. چه می شود؟ چطور اجازه می دهیم مدیری در سه
چهار بخش مهم و مردمی مسئولیت بپذیرد و زیر مجموعه اش هزاران نفر آدم
باشند؟ کسی که چند مسئولیت دارد به لحاظ فکری و علمی به مشکل می خورد، هم
خودش ضربه می خورد و هم آن بخش ها.
استقلال فعلی حاصل خون دل خوردن امثال حجازی و پورحیدری است
من از
پورحیدری گله مند بودم چون در جلسات هیئت مدیره از من دفاع نکرد، ولی با
تمام این اوصاف الان می گویم که استقلال متعلق به امثال پورحیدری است که
چیزی در حدود چهار دهه در این تیم خاک خورده اند. زمانی که ناصر حجازی و
منصور پورحیدری با خون دل خوردن نگذاشتند استقلال تکه و پاره شود این
آقایان کجا بودند؟ یک زمان چند استقلالی عاشق مثل حاج حسن ترابپور، حاج آقا
ابزارچی، مرحوم رشگین و آقای حبیبی از جیب خود خرج می کردند بدون آنکه
دنبال شهرت و پست و مقام باشند. این آقایان که الان مدعی هستند آن روزها
کجا بودند؟ ما تیم را می بردیم به شهرهای دور افتاده، می رفتیم فسا، اراک و
... به خاطر اینکه دو،سه هزار تومان پول بدست آوریم و بین بچه ها تقسیم
کنیم.
استقلال اینگونه سرپا ماند و متلاشی نشد. حالا چه شده که هر روز
جلسه پشت جلسه می گذارند و می گویند سازمان کمک کند، از کره مریخ کمک برسد
،پاییز شود زمستان شود ... تا استقلال زمین نخورد.
قربانی باندهای مافیایی شدم
کسانی که زمان من برایم ضرب الاجل تعیین می
کردند و می گفتند اگر سه هفته نتیجه نگیری باید بروی،خودشان چکار کردند؟
آیا من به عنوان یک شهروند ایرانی نمی توانم از آقایان بپرسم آقایان
سیاسی!شما برای رفع تورم، مشکل برق، مشکل مسکن و بیکاری چکار کرده اید؟
این
حق طبیعی من به عنوان شهروند ایرانی است که بپرسم،اما جالب اینکه آنها
بدون کارنامه ورزشی برای ناصر حجازی که عمرش را برای فوتبال کشورش گذاشته
ضرب الاجل تعیین کردند.
متاسفانه در کشورمان با سرمایه های مان خوب
برخورد نمی شود.بنده اخیراً به عنوان کارشناس و داور برای انتخاب بهترین
های فوتبال قاره آسیا به امارات دعوت شدم،اما در کشور خودم که عصاره ورزش
آن هستم،با من بد برخورد شد.متاسفانه برخی از این آقایان چشم دیدن موفقیت و
محبوبیت دیگران را ندارند.
واقعیت این بود که مرا با یک برنامه از پیش
طراحی شده به استقلال آوردند تا تخریبم کنند و وجهه ام را در نزد مردم از
بین ببرند؛ شاید هم اکنون فکر کنند موفق شده اند،اما مردم خیلی چیزها را می
دانند.شاید 5 تا 10 درصد مردم تحت تاثیر نتایج پارسال استقلال قرار گرفته
باشند،اما 90 درصد می دانند که به حجازی فرصت داده نشد.آنها می دانند از
همان روز اول حضورش عده ای کمر به تخریب او بستند.
من نمی گویم اشتباهی
نداشتم.من هم خطا کردم.یکی از بزرگترین اشتباهات من این بود که فکر کردم
اعضای هیئت مدیره خواهان موفقیتم هستند.آنها مدام به من می گفتند انتخاب
فلان دستیاران به صلاحت نیست.اگر همان روز اول ایستادگی می کردم،این مشکلات
به وجود نمی آمد. اگر روی اعتقاداتم پیش می رفتم و حرفهای آنها را نمی
پذیرفتم،آن اتفاقات نمی افتاد. نهایتاً این می شد که در همان ابتدای کار و
قبل از شروع لیگ مرا برکنار می کردند.
الان نمی خواهم اسم ببرم،اما به
شما می گویم که افرادی دارای باندهای بانفوذ و مافیایی در فوتبال ایران شده
اند و همین افراد به تخریب امثال حجازی دست می زنند. گذر زمان همه چیز را
مشخص می کند و همان طور که گفتم دنیا دار مکافات است و هر کس به دیگری
خیانت کند،خدا در همین دنیا تقاصش را می دهد
تیکه های بســــــیار جالب از یک مصاحبه ی طوفانیه ناصرخان بعد از مرخص شدن از بیمارستان(اولین بار)

*
البته خیلی ها اومدن ولی من که احتیاج به کمک اینا نداشتم.اینا که اصلا
عددی نیستن که به من کمک بکنن چون اونا خیلی کوچکتر از اینا بودن که بخوان
به من کمک کنن
من معادل 300میلیون طلب دارم از
فدراسیون. اینا پول خودمونو نمیدن میخواین به خودم کمک بکنند؟ در هرصورت از
اونایی که بی هیچ چشم داشتی کمکم کردن تشکر میکنم.
*
الان همه ایراد میگیرند میگن تو اسلواکی برای چی رفتی مگه اسلواکی تیم
داره.ولی مردم ایران باید بدونند حجازی جایی داره کار میکنه که تیمش جزء 16
تیم برتر دنیا اومده یعنی ایتالیا رو حذف کرده اومده و مردم ایران واون
مسئولینی که حسادت میکنند بدونند حجازی جایی کار میکنه که خیلی فوتبالش
بهتر از ایرانه. ایران متاسفانه چون حسادت ها زیاده دوست ندارن حجازی کار
بکنه اونجا به این علت من مجبورم بیام اینجا
* از آدمایی که واقعا محبوب هستند ومردم دوستشون دارند ترس دارند وناراحتند ازشون دوست ندارند اینا بیان سر کار
* هیچ موقع حجازی به خودش اجازه نمیده یه عده ای که واقعا از خودش کوچکترند بیان بهش دستور بدن.
*
یه سفره ای رو پهن کردن خداشونو گذاشتن توی این سفره و نفرات خودشون رو
میچینن و میگن کاری نداشته باشیدوشما دست از این سفره بردارید سرتون روهم
بالا نکنید اگه سرتون رو هم بالا کنید میزنیم تو سرتون وکسی دیگه رو بجاتون
میاریم
* الان شما ببینید همه ی این
استقلالیا بازیکناشون به سپاهان رفتند(جانواریو-بیک زاده-حیدری) ولی
آقایون که مربی اونجا هستند عشق استقلالی بودن دارند میگن ما عاشق
استقلالیم نه اینا عاشق پول اند من این رو باید به مردم وطرفدارای استقلال
خداوکیلی بگم چون اگر عاشق استقلال بودن از استقلال بازیکن نمیگرفتند
میذاشتند استقلال یه ذره قوی بمونه و میخواستن استقلال ضعیف بشه تا خودشون
بیان بگن استقلال و گرفتیم قهرمانش کردیم و...
*
درد من تنهایی نیست ، بلکه مرگ ملتی است که برایشان گدایی را قناعت ، بی
عرضگی را صبر و با تبسمی بر لب ، این حماقت را حکمت می نامندعکس ناصرخان و اولین مربی ش (هویدا) در تیم نادر

قسمتی از مصاحبه همسر ناصرخان / وسط بازی sms می آید:ناصرخان کمک کن !
موبايل ناصرخان هنوز روشن است؟
اتفاقا
چند روز پيش در مورد اين موبايل با همسايه جديدمان كه طبقه سوم آمده صحبت
ميكرديم. اين خانم همسايه ما ميگفت كه حدودا روزي دو، سه تا SMS ميگيرد و
اين در حالي است كه هنوز روزي 100 تا 200 SMS به موبايل ناصر ميرسد.
بيست
و سوم آذرماه كه تولد ناصر بود، سيصد، چهارصد sms به موبايل ناصر آمد. اين
در حالي است كه ما اصلا به تلفنها جواب نميدهيم و فقط smsها دريافت
ميشود.
در مورد بازيهاي استقلال هم اين اتفاق ميافتد و موبايل ناصرخان sms دريافت ميكند؟
تا
دلتان بخواهد... من نميدانم بعضي از اينها چطور بازي را تماشا ميكنند
چون مدام به تلفن ناصر sms ميدهند. به طوري از ناصر ميخواهند به استقلال
كمك كند كه انگار او بايد توي دروازه استقلال بايستد و يا توپ را توي گل
كند.
الهي بميرم برايش... يك نفر در جريان بازي
استقلال- نسفكارشي يكربع يك بار sms ميزد و مينوشت ناصرخان كمك كن!
آخرش هم كه استقلال برد sms زد و از ناصر تشكر كرد.